در جوخه‌های اعدام

در جوخه‌های اعدام

پس از شنیدن فرمان "آتش!"

سربازی زودتر از همه شلیک می�‌کند

سربازی دیرتر

و دیگر سربازها، در میان این دو

 

قسم به مکث!

به اختلاف زمانی میان دو شلیک

ما همه سربازیم

آن که زودتر ماشه می‌چکاند

جلاد

آن که دیرتر شلیک می‌کند

عاشق

و مابقی ماموریم

گاهی اما یکی اسلحه‌اش را

به سمت دهانی نشانه می‌رود

که فرمان آتش داده است

اوست که تنهاست...


#حسن_آذری


#دلنوشته_های_کوچه_پشتی

https://telegram.me/joinchat/BYIBETypQYYlvvnrZeAdZA
دیدگاه ها (۳)

برای حضرت مادرخدا رادر نگاهِ زنی به جا آوردم کهخیر ندیدۀ عشق...

با احترامبه اعتصاب کلاغ هادر دموکراسی سیم های برقدلگیری غروب...

ﺑﺎ ﺻﻔﺮ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﻟﮑﻞِ ﺍﯾﻦ ﺁﺑﺠﻮﯼ ﻭﻃﻨﯽ ،ﮐﺴﯽ ﻣﺴﺖ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ...ﺍﻣﺎ...ﺗﻤﺎ...

از توصیفش بر نمی‌آیدلاک ناخن‌هایتجنونش را لکه‌دار کرده است.....

مرد بی رحم

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱‌آنیا و دامیان هنوز...

۱۷part***سوهو قدم به قدم به او نزدیک می‌شد. لارا با هر قدم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط