من مطمئنم

من مطمئنم
که اعضای بدن هم عاشق میشوند
مثلا همین حافظه
چطور است که شام دیشب را
به یاد من نمی‌آورد
ولی تو را ثانیه به ثانیه
به جان من می اندازد...؟
دیدگاه ها (۲)

چشمای مغرورش هیچ وقت از یادم نمیره رنگ چشماش آبی بود رنگ آسم...

عاشق امگر شعر از سوز جیگر می خوانممی کنم یاد تو هر شام و سحر...

اگر تو نبودینمی‌دانم هر روز برای چه کسی می‌نوشتم !هر جلوه ی ...

اسم رمان: سایه ای که پدرم بودمعرفی: همه می‌گفتند او مردی سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط