تو میدانی از مرگ نمی ترسم

تو میدانی از مرگ نمی ترسم
فقط حیف است هزار سال بخوابم و خواب تو را نبینم !
.
.
کاش بی واسطه بودم
با ستاره ها ، با خواب ها و با هر آنچه که تو صدایشان می کنی…
کاش مهتاب بودم پشت در پنجره ات ، باران بر سقف خانه ات و یا هوا در چهاردیواری اتاقت !
دیدگاه ها (۲)

پارت شش

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۲نویسنده:یه ماه همینجوری گذشت ات با یونجون و کای حرف می...

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

جدایی

فیک جونگکوک خواب های واقعی

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط