وقتی اومدی کسی تورو ندید اما من دیدمت

وقتی اومدی کسی تورو ندید اما من دیدمت

کسی تو رو حس نکرد ولی من باهمه وجودم حست کردم

همیشه دلم می خواهد برات شعر بنویسم

عاشق باشم و دلتنگ نمی ذاره نذاشته

همین خورده ریزی که اسمش زندگی

مسافر غریب من جاده زندگیت کجاست

بگو که مقصد دلت تو خونه فرشته هاست

چه قصه ها گفتی برام از روزگار نالوتی

گفتی دیگه خسته شدم از عشقهای دروغکی

سفر یه جور شکایت به خنده های دیگران

چقدر دلم خسته اس کنار من بمون

حرفهای من هنوز ناتمام تا نگاه می کنم وقت رفتن است

باز هم همون حکایت همیشگی

پیش از اونکه با خبر بشم لحظه عظیمت تو ناگزیر میشه

تو کوله بار خستگی که پر شده از خاطره

یه قلبی هست که می شکنه

بهت میگه یه حس کور که از این بیچاره دل بکن

دیو فریب سرنوشت می خواهد تو رو جدا کنه

یکی میگه کاشکی نره منم میگم خدا کنه خدا کنه خدا کنه
دیدگاه ها (۱)

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوجی ایتادوری)وقتی ناراحتی، با ک...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

برادر ناتنی من Part 1ویو جنایه خانواده اومدن و تهیون رو دیدن...

وقتی کاراکترهای «جوجوتسو کایسن» روتون کراش دارن ولی هنوز اعت...

#اصفهان #مشهد#امام رضابیاد همه رفتگان و اسیران خاک که سر ب...

شخصیت های توکیو ریونجر به عنوان پدر یاندر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط