آن دوست که عهد دوست داری بشکست میرفت و مَنَش گرفته دامان

آن دوست که عهد دوست داری بشکست میرفت و مَنَش گرفته دامان در دست میگفت دگرباره به خوابم بینی پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست

Mostafa:
#تصاویر#ورزشی#هنرمندان#ایران#طبیعت#گل#تهران#استایل
دیدگاه ها (۱)

پارت شش

زندگینامه شهید محمد زیارتی_تنگستان _بندرخورشهاب

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

پرنسس ناخواسته

آن یار که عهد دوست داری بشکستمیرفت و منش گرفته دامان در دستم...

آن یار که عهد دوستاری بشکستمی‌رفت و منش گرفته دامان در دستمی...

آن یار که عهد دوستاری بشکستمی‌رفت و منش گرفته دامان در دستمی...

آن یار که عهد دوست داری بشکست میرفت و منش گرفته دامن در دست...

آن یار که عهد دوستاری بشکستمی‌رفت و منش گرفته دامان در دستمی...

...آن یار که عهد دوستاری بشکستمی‌رفت و منش گرفته دامان در دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط