#Funny boy with proud boy

#Funny boy with proud boy
Part 2ꫂৎ
این صدای فرشته نجات بود.اتوبوس وایساد و منم‌ زود،تند،سریع سوارش شدم.فقط یه صندلی خالی بود اونم بین دوتا پسر.ولی روی اون صندلی کیف بود پس بیخیال شدم و تصمیم گرفتم وایستم که یه صدای اشنا که احساسم میگفت صدای همون پسری که باعث شد اتوبوس وایسه گفت:((دختر خانم،بیا اینجا بشین الکی سر پا نباش.))
رفتم سمتشون و گفتم:((ممنونم ولی شاید دوستتون راضی نباشه!))
گفت:((نه بابا.الان وایمیسه تو بیا وسط بشین اگر معذب میشی بگو.کجا دوست داری بشینی؟))
گفتم:((نه من همه جوره راحتم.))
لبخند زد و گفت:((خب پس بشین که اتوبوس الان حرکت میکنه.))
بدون هیچ حرفی نشستم.حسم میگفت که میتونم باهاش دوست بشم.پس پرسیدم:((میگم اسمت چیه؟))
گفت:((جیمین،اسمم جیمینه رفیقمم اسمش جونگ کوکه))
ارا:جیمین،چه اسم قشنگی!البته بگم اسم جونگ کوکم خیلی خوشگله.
جیمین:ممنونم اسم تو چیه؟
ارا:اسمم ارا.
جیمین:اسم قشنگیه!
کوک:کره ایی؟
ارا:اره.میگم شما همیشه اینقدر سرد صحبت میکنید؟
جیمین:کوک همیشه اینطوریه البته اگر بتونی دیگه تو دلش خودتو جا بدی.
ارا:من بلد نیستم ناز بیام.
جیمین:ولی خودت نازی
دیدگاه ها (۰)

وقتشه خودمو کامل تر معرفی کنم:)اسمم نیوشاꫂৎꫂৎꫂৎꫂৎꫂৎꫂৎꫂৎꫂৎꫂৎꫂ...

اسم داستان:Funny boy with proud boyکارکتر ها:جونگ کوک‌، جیمی...

#Funny boy with proud boyPart 1ꫂৎارامن نمیدونم ایه نازل شده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط