بی‌آنکه بوی تو مستم کند

بی‌آنکه بوی تو مستم کند
تا ده می‌شمارم
انگشتانم گرد کمرگاه مدادم تاب می‌خورند
و ترانه‌ای متولد می‌شود
که زادۀ دست‌های توست
شاعرم
به از تو سرودن معتادم.
دیدگاه ها (۱)

مقصدت نهشهر بین راهی ات که هستم!بیا و از من بگذر ...

توخورشیدمنی من روشن ازتوبخوان شعری؛ شکر پاشیدن ازتوتوچون گل ...

تو برگردوکالتت با منهیچ قانونی احساست را قصاص نخواهد کردبه ...

#شعر_معاصر 🍃ای عشق، همه بهانه از توستمن خامشم، این ترانه از ...

خیره در چشمانت که می شومبوی خاک آفتاب خورده به مشامم می خورد...

🖤🌹السَّلامُ عَلَیْکِ یا رُقَیَّةَ بِنْتَ الحُسَین (ع)سلام بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط