همه ماندند و تو رفتی به سفر اما من

همه ماندند و تو رفتی به سفر اما من
بسته‌ام بارِ سفر در پیِ تو تنها من
برگ‌ها یک به یک از شاخه فرو می‌افتند
آنکه امروز زمین خورد تویی فردا من
ساده دل کندی و من سخت به زیباییِ تو
دل سپردم تو بگو ساده تو بودی یا من
دلربایی و من آیینه‌ای ام بر دیوار
همه دارند به حسن تو نظر حتی من
وعده وصل به من دادی و خامم کردی
جگرم سوخته ای عشق چه کردی با من...
دیدگاه ها (۶)

میتوانم رد پایت را بگیرم عشق مندر خیابان دستهایت را بگیرم عش...

من دلم خواست که نازت بِخرَم حرفی هستتا شوی رونقِ شام وُ سَحر...

ﺁﻣﺪﯼ ﺩﺭ خواب ﻣﻦ ﺩﯾﺸﺐ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﯽ؟ﺍﯼ ﻋﺠﺐ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﻓﻬﺎ ﻫﻢ، ﮔ...

ناز کن نقاشیم بد نیست،نازت میکشممثل یک آهو که نه مانند بازت ...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

AR-Lp 36

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکاری خانومش گرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط