چشمانم مدام تورا میخوانند
چشمانم مدام تورا میخوانند
بر چهره ی سکوت با ورد فراموش شده ی آرامش ؛ خوابم به خواب رفته
شب چقدر افتاده میریزد ستاره هایش را
باران بهانه است
روی کاغذی که هنوز عریان است
من ذره ذره غرق میشوم در واژه هایی
که سر از چشمانم درآورده اند
بر چهره ی سکوت با ورد فراموش شده ی آرامش ؛ خوابم به خواب رفته
شب چقدر افتاده میریزد ستاره هایش را
باران بهانه است
روی کاغذی که هنوز عریان است
من ذره ذره غرق میشوم در واژه هایی
که سر از چشمانم درآورده اند
- ۶۳۰
- ۱۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط