ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌ها

ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌ها

درمان دردها و خود از بی علاج‌ها

ایمانِ کفر، شادیِ غم، شوقِ بی امید

آمیزه‌ شگرف‌ترین امتزاج‌ها

با یاد گیسوان خمت باز مانده‌ام

با صد هزار سلسله از اعوجاج‌ها

با اعتبار حسن، نه با حسن اعتبار

در سکه‌های قلب در افکن رواج‌ها

دلسرد مثل قطب شدم، سهم من نشد

یک شعله بوسه از لب آتش مزاج‌ها

وقتی ز چشم‌های تو گیسو کنار رفت

در شام‌های تیره عیان شد سراج‌ها

در انتهای شعر به آغاز می‌رسم

ای عشق! ای عمیق ترین احتیاج‌ها

سیدمحمدمجید موسوی گرمارودی
دیدگاه ها (۰)

من امروز تصمیم گرفتم خودمو بشکنم واز هر چه درونم هست تهی بشم...

آی آدمها جهان جای قشنگی نیستجای رویاهای خوب و رنگی رنگی نیست...

عشق، یعنی اینکه در اوجِ خستگی، فقط با شنیدنِ صدای تو، انگار ...

با سلاماین فقط یک تیزر نیست صدای زندگیستجهت سفارش هر نوع تیز...

ای عشق! ای عمیق ترین احتیاج ها! درمان دردها و خود از بی علاج...

ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌هادرمان دردها و خود از بی علاج‌ه...

ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌هادرمان دردها و خود از بی علاج‌ه...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ⠀⠀ ⠀       ‌  ‌ ּ݁۫‌ּ‌݁۟ڪیك‌ ڪׅاꥉراꥉꨲملیֵ ‌ ‌ ‌...

#cdrama #cdramalovers #cdramaedit #chinese #chinesedrama#cdr...

تمدن غرببرا اینکه مسیرانسان‌سازی رو متوقف کنهدست گذاشته روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط