خیمه بزن بر قلب من , صاحب این خانه تویی

خیمه بزن بر قلب من , صاحب این خانه تویی
مستم کن از جام لبت , ساقی و پیمانه تویی
آغوش سردم را ببین , محتاج دوزخ توام
روشن نما چشم دلم , خورشید کاشانه تویی

بر تخت ملک دل نشین , تا که شوی سلطان من
این بارگاه و کاخ توست , لایق شاهانه تویی
با عشق تو ای دلبرم , جنت نخواهم من دگر
هم دین و هم دنیای من , بهشت جانانه تویی ....
دیدگاه ها (۴)

دقتت کم میشود وقتی که عاشق میشویبیخیال خنده و کشف حقایق میشو...

یادمان نیست کجا صحبت بی دردی شداولین بار کجا نوبت نامردی شدی...

از بس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت...از بس دویدم و نرسیدم دلم گرف...

عوض کردم به جایت آب تنگ و خاک گلدان راو جارو می کشم این کوچه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط