.چون رهگذر از کوچه معشوق گذر کردصد خاطره از خاطر او باز گذر کردفارغ ز نظر بازیِ آن مردمِ دل سنگبر پردهٔ آن پنجرهٔ یار نظر کرد.ابراهیم حسنکلو