چون رهگذر از کوچه معشوق گذر کرد

.
چون رهگذر از کوچه معشوق گذر کرد
صد خاطره از خاطر او باز گذر کرد

فارغ ز نظر بازیِ آن مردمِ دل سنگ
بر پردهٔ آن پنجرهٔ یار نظر کرد
.
ابراهیم حسنکلو
دیدگاه ها (۱)

.میدانم که دوستش داریدعشقتان را میگویمولی خب بیایید و کمی سی...

.دستِ من نبود... که کنارت ضعیف ترین آدمِ دنیا مےشدم.دست من ن...

.پاییز فصل هوای دونفره نیست. در پاییز نه از روزهای کشدار گرم...

.آهنگ مورد علاقه ات را گذاشته ام....سایه آسمان روی چشمانت دی...

⊰ྀུ──❥✿❊ ⃟🌸❊✿❥──⊰ྀུ⊰📚داستان کوتاه#تبسم_شفاء_دهنده:دختربچه ا...

{..قمار آخرت مرگ است..}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط