یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم

یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم
خود را که به آن راه زدی باز گرفتم

انگشت تعجب زده ات را که گزیدی
لبهای خجالت زده را گاز گرفتم

از باغ لبت مست شدم مثل قناری
حتی سر تو مدرک آواز گرفتم

دارم زده موهای تو با تار طلایی
با هر نت این دار تو یک ساز گرفتم

تا اوج نگاه تو مرا جلد خودش کرد
از آبی چشمت پر پرواز گرفتم

عاشق شدنم باعث شاعر شدنم شد
از قدرت چشمان تو ایجاز گرفتم
دیدگاه ها (۱۰)

ﺍﮔﻪ ﻣــــــﺮﺩﯼ ... ؟ !! ﻣــــــﺮﺩ ﺑﻤـ...

عاشق این متنم : باکسی نباش که!!!!!! از بی کسی می خواه...

وقتی زن میگویددلم برایت تنگ شدهیعنی:دوستت دارداگر بگوید دوست...

حڪـــــــــــــــــــــایت من…حڪایت ڪسی بود ڪه عاشق دریا بود...

میان آن فضای متشنج و سنگین ناگهان انگار زمان ایستاد. آوا که ...

نمیبخشمت p.20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط