#تمام_ناتمام_منM

#تمام_ناتمام_منM
یکباره برگشته بودند
همه ی بارهایی که تو را دیده بودم
ایستگاه شلوغ بود و من
از همه ی واگن ها پیاده شدم
چون لشگری تشنه
که ناگهان
رودخانه اش را پیدا کند...
دیدگاه ها (۱)

#تمام_ناتمام_منMبه گامهای کَسان،می برم گمان که تویی ..دلم زِ...

#تمام_ناتمام_منM خنده‌اش اثر توت را دارد وقلبم یک پیراهن سفی...

#تمام_ناتمام_منMهیچ‌ نیمه‌گمشده‌ای وجود ندارد؛ تنها چیزی که ...

#تمام_ناتمام_منM یه افسانه‌ی ژاپنی هست که طبق اون اشیائ شکست...

با همه ی بی سر و سامانی امباز به دنبالِ #پریشانی امطاقتِ فرس...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

وارثآنمیدویدم....مهم نبود کجا فقط میدویدم...نمیدونم چطور این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط