رمان شراب عشق

رمان شراب عشق


دیانا وقتی از خواب بیدار میشه متوجه ی

این قضیه میشه؛ و بعد از چند مدت عاشق

شایان میشه شایان بعد از ۱سال دوستی با

دیانا بهش قول ازدواج میده ولی بعد میزنه

زیرش. وقتی بابای دیانا متوجه ی این قضیه

میشع. دیانا رو شکنجه میکنه و نمیزاره دیانا

حتی از خونه بیرون بیاد. تا وقتی که ما کم کم

عاشق هم میشیم و بعد از ۲سال ازدواج میکنیم

وقتی ما ازواج میکنیم پدر و مادر دیانا مهاجرت

میکنن به آمریکا و هنوزم نمیدونن که من و دیانا

ازهم جدا شدیم و دیانا دوباره ازواح کرده و شوهرش

فوت کرده. اههه این شایان من رو یاد خواطرات بدم

میندازه. از افکارم بیرون اودم دیدم دیانا داره با دخترا

نوشیدنی میخوره و میخنده. چقدر خنده هاش جذابه

من از اول حذب خنده های خشگلش شدم. فداش بشم

بین دخترا از همه اشون خشگل تره. قبلا تا وقتی با دیانا

ازواج نکرده بودم فکر میکردم فقط خواهرم خشگل ترینه

بدون میکاپ ولی الان نظرم بین دوتا دختره دیانا زنم و

مهگل خواهرم. راستی.......

۸پارت گذاشتما.
مایل به حمایت؟ 😘🫰
دیدگاه ها (۳)

رمان شراب عشق راستی خواهرمم حالش خوب شده. دقیقا همون شبی کهم...

رمان شراب عشق بعد از چند دقیقه دیانا مست مست توی بغلم ولو بو...

رمان شراب عشق+اون برایمنه فهمیدی الانم هرییی. شایان با خشم ر...

رمان شراب عشق +خب عزیزم معرفی میکنمرضا؛ متین؛ محراب؛ نیکا؛ م...

✿) ظهور ازدواج (✿⁠)⁩(♡)پارت ۲۸۱ (⁠♡) رو با هرسن واخلاق و رف...

رمان جونکوک ( عمارت ارباب )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط