( بوسه دردناک )

( بوسه دردناک )
پارت ۸۴




شین هه : هیجو مراقب حرف زدنت باش .. من چیزه بدی نگفتم
هیجو پوزخندی زد سپس محکم دستش را روی میز کوبید ..
هیجو : عصاب ندارم شین هه انگاری من نمی‌دونم که مرد های متاهل تور می‌کنی
شین هه تند و عصبی داد زد
شین هه: خجالت بکش معلوم هست چیداری میگی من که حرف بدی نزدم
الکس تند به هیجو و بعد به شین هه نگاه کرد کمی اخم کرده و جدی با آن صدا کمی بم گفت ... الکس ؛ هر دوتا خفه شید
هیجو تند سمتش نگاه کرد ولی آن مکان تنها یک جمله را می‌گفت " معذرت میخواهم " ولی الکس با جدیت و آن عصابی که بخاطر تهیونگ خورد کرده بود بیشتر خورد شد و از روی صندلی بلند شد گوشی و کیف پالتو را به دست گرفت و سمت مایکل چرخید ...
الکس ؛ ممنون برای ناهار
مایکل نیشخندی زد و موهای رو صورتش را روی چشم هایش انداخت و بلند شد خبیثانه گفت ...
مایکل : خوب نمی‌خواهی دوست خارجی تو یه شب مهمون کنی ...
الکس : حتما ..
دیگر چیزی نگفت و با قدم های از آن ها فاصله گرفت به شدت ناراحت و خسته همچنین درونش موجی از غم بود فلاکتی که دو سال پیش خودش درست کرد ... هوای زیبایی پارک جلویش غم، درونش .. کلافه روی نیمکت نشست لب هایش به شدت خشک بود کلافه و چشم های خسته دستی به پیشانی و موهایش کشید ..
٫ یعنی کارت از من مهم تر بود .. آره ٫ بغضش را به سختی قورت داد
٫ همش تقصیر کیم جول سو بود .. خدا لعنتت کنه ولی من ازت نمیگذرم بازم به تهیونگ چیزی گفتی که ذهنش رو کثیف کنی ولی من دیگه اجازه نمیدم ٫ تند گوشی را برداشت و بعد از گرفت شماره هیجو و گفتن اینکه نزدیک رستوران هست و منتظرش بود ... بلافاصله نیم ساعتی نگذشت که حدود دو قهوه به دست با لبخند دوستانه کنارش نشست ...
الکس با لحن جدی ای گفت
الکس : هیجو به کمکت نیاز دارم ! ..
هیجو : قهوه ؟
الکس درخواست قهوه اش را قبول کرد و این بار الکس منتظر ماند ..
هیجو : هر کمکی اگه از توانم باشه انجام میدم
الکس کمی از قهوه داغ و دلچسپ اش را نوش جان کرد سپس چشم به آن دامنه سبز حاصل از هوای سرد و درخت ها گفت
الکس : یکی رو پیدا کن برام که هر کاری بگم انجام بده کسی هم متوجه نشه
دیدگاه ها (۲)

بوسه دردناک )پارت ۸۵هیجو: میشناسم میتونم برات یک ساعت جورش ک...

( بوسه دردناک )پارت ۸۶ پست بعدی اسلاید لباس الکس تهیونگ: من ...

( بوسه دردناک )پارت ۸۳هوسوک: الکس .. ! چیزی شده الکس تند سمت...

ادامه پارت .... اون سوک به یاد آورد سپس خجالت زده خندید و دس...

معامله p9جونگ‌کوک بعد از رفتن تهیونگ، مستقیم به حمام رفت.شیر...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_34با دیدن من اخمی بین ابرو ه...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 137✦..................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط