میگن …خدا هست …عشق هست …امید هست …پس زندگی باید کرد .اما

میگن …خدا هست …عشق هست …امید هست …پس زندگی باید کرد .اما الان تو وضعیتی هستم که نه خدا را حس میکنم. نه عشقی دارم ونه امیدی برای زیستن .تو رو به همون خدایی که دیگه امیدی برای موندن واسم نگذاشته قسمتتون
میدم که جوابمو بدید.
بگین چرا خدا اینقدر بین بنده هاش فرق میذاره؟بعد هم اسمش و میذارن تفاوت نه تبعیض !چرا هر چی صداش میکنم جوابمو نمیده بعد هم میذارن پای مصلحت و … اخه یکی بگه مصلحت تا کی؟یا تا کی باید صبر کرد؟مگه تا کی تواین دنیای لعنتی هستیم که اینقدر برای یه خواسته باید التماس کنی مگه ما عمر نوح داریم یا صبر ایوب که خدا این طوری دست رد به سینه مون میزنه. الان من 25 سالمه ولی هر روز هزاران بار ارزوی مرگ میکنم که چرا و برای چی به دنیا امدم اصلا با امدن من کدوم چرخه افرینش کامل شده ؟
مگه نمیگن نا امیدی یکی از دامهای شیطان؟ حالا من بنده, نا امید نا امیدم فکر میکنین تقصیر کیه ؟
تقصیر من ;منی که هیچ پناهی ندارم و تنها ماوا و ملجاام خداست و خدایی که دریغ از جوابی و نگاهیست به من…
دیدگاه ها (۵)

همه در دنیا کسی دارن برای خودشان” خسرو “و ” شیرین ”” لیلی “و...

خدایا خیلی دلم گرفته.دیگرازاین تکرار ملال آورز روزها خسته شد...

وقته تید ارای لام وه خوشی شیت و شیدامدنیا جمع بود وه دورم وق...

سلاممممم چطورین؟اینم خدمت شما [ازمایشگاه سرد]♧فصل اول♧پارت پ...

فصل چهارم قسمت هشتمفردا ۶ صبح:ایچیگو سایتو: آی پاشوووووووووو...

پارت ۱۱۸ پرش زمانی ///* شب بود و کیان اومده بود * رزت : این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط