لباسی از تو در اغوش کشیده ام,گفتم شاید دوای درد روزهای بی

لباسی از تو در اغوش کشیده ام,گفتم شاید دوای درد روزهای بی تو باشد..اما چاره قلبم را نمیکند,,هیچ چیز جز وجود مهربانت دوای درد من نیست...روزهای بی بخار تند تر عبور کنید..
دیدگاه ها (۱)

والا من که بی اجازه ات تکون نمیخورم,,,همین امروز داشتم قبر خ...

خخخخخخخخخخفدات بشم دنیام

من فدای قرص ماه صورتت...چشمهایت زبانه میزند آتشش وجودم را......

فقط میتونم بگم...قربووووووووونت برم

«فصل۲ The magic of lov »part ۸۲به زور چشمامو باز کردم احساس...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۳۹و در رو رها کرد. تند در رو ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۹۳به زور لبخند زدم. دست به پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط