من تاریخ آن شبی را که

من تاریخ آن شبی را که
از عمق وجود گریستم
بخاطر سپرده ام
نه برای آن شب
بلکه برای آن صبح
برای آدم دیگری که روز بعد به آن تبدیل شده بودم
دیدگاه ها (۵)

بگرفتم آن امانت که به شب سپرده بودم بدرخش بر جهانم که تو صبح...

شب همان شب که جهانی نگران بود آن شبصحبت از جان پیمبر به میان...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

*الحمدُ للّهِ على نعمةِ الحياةِ والعقل*سپاس خدا را برای نعمت...

امیرحسین سوارپور

🌙 لیلة‌المبیت؛ شبی که عشق، معنای دیگری پیدا کرد...«لیلةالمبی...

زن هاآن شبی کهدوستت دارمِدلخواهشان را می شنوندبا گوشواره می ...

آره دارم......اینبار واقعاً میرم و انجامش میدم ببخشید که وجو...

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط