کسی که شیرینی نزدیک بودن به خدا را چشیده... ؛
کسی که شیرینی نزدیک بودن به خدا را چشیده... ؛
ما غالباً از فاصله داشتن با خدا نمیترسیم، اما شهدا(رزمندگان) از فاصله داشتن با خدا میترسیدند؛
از بس که شیرینی نزدیک بودن به خدا را چشیده بودند، نه اینکه بترسند خدا آنها را بزند!
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید: خوف شیعیان ما ناشی از محبتی است که به خدا دارند، میترسند نتوانند حقش را ادا کنند. (وَ هُمْ فِی ذَلِکَ خَائِفُونَ أَنْ لَا یُقْبَلَ مِنْهُمْ وَ لَیْسَ وَ اللَّهِ خَوْفُهُمْ خَوْفَ شَکٍّ فِیمَا هُمْ فِیهِ مِنْ إِصَابَةِ الدِّینِ وَ لَکِنَّهُمْ خَافُوا أَنْ یَکُونُوا مُقَصِّرِینَ فِی مَحَبَّتِنَا وَ طَاعَتِنَا؛ کافی/8/128) اینها لذت تقرب را چشیدهاند!
زندگی انسان مقرب با انسانی که مقرب نیست خیلی فرق میکند. اینها میدانند که حتماً باید ذکر بگویند تا مقرب باقی بمانند یا به خدا نزدیکتر شوند. و کسی که اینطوری باشد، زندگی متفاوتی خواهد داشت و شبیه ملائکه زندگی میکند.
یعنی مانند فرشتگان مأمور پروردگار میشود. انسان مقرب چشم و گوش دیگری پیدا میکند. گویا در سطح دیگری از نظام آفرینش قرار گرفته است.
حضرت امام(ره) اینطوری بود.
آیت الله بهاءالدینی(ره)-در اولائل انقلاب- از حضرت امام(ره) پرسیده بود: میدانید چه خطراتی در پیش است؟
امام(ره) فرموده بود: «کار دست من نیست!» میدانید این یعنی چه؟ یعنی یک نوع «بیخود شدن» و «از خود رها شدن» و بچهها هم در جبهه وقتی مقرب میشدند، بیخود میشدند یعنی از خود رها میشدند.
و این یک سُکر و مستیای را به دنبال میآورد. عرفا در ادبیات شاعرانه به دنبال همین مستی هستند.
ما غالباً از فاصله داشتن با خدا نمیترسیم، اما شهدا(رزمندگان) از فاصله داشتن با خدا میترسیدند؛
از بس که شیرینی نزدیک بودن به خدا را چشیده بودند، نه اینکه بترسند خدا آنها را بزند!
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید: خوف شیعیان ما ناشی از محبتی است که به خدا دارند، میترسند نتوانند حقش را ادا کنند. (وَ هُمْ فِی ذَلِکَ خَائِفُونَ أَنْ لَا یُقْبَلَ مِنْهُمْ وَ لَیْسَ وَ اللَّهِ خَوْفُهُمْ خَوْفَ شَکٍّ فِیمَا هُمْ فِیهِ مِنْ إِصَابَةِ الدِّینِ وَ لَکِنَّهُمْ خَافُوا أَنْ یَکُونُوا مُقَصِّرِینَ فِی مَحَبَّتِنَا وَ طَاعَتِنَا؛ کافی/8/128) اینها لذت تقرب را چشیدهاند!
زندگی انسان مقرب با انسانی که مقرب نیست خیلی فرق میکند. اینها میدانند که حتماً باید ذکر بگویند تا مقرب باقی بمانند یا به خدا نزدیکتر شوند. و کسی که اینطوری باشد، زندگی متفاوتی خواهد داشت و شبیه ملائکه زندگی میکند.
یعنی مانند فرشتگان مأمور پروردگار میشود. انسان مقرب چشم و گوش دیگری پیدا میکند. گویا در سطح دیگری از نظام آفرینش قرار گرفته است.
حضرت امام(ره) اینطوری بود.
آیت الله بهاءالدینی(ره)-در اولائل انقلاب- از حضرت امام(ره) پرسیده بود: میدانید چه خطراتی در پیش است؟
امام(ره) فرموده بود: «کار دست من نیست!» میدانید این یعنی چه؟ یعنی یک نوع «بیخود شدن» و «از خود رها شدن» و بچهها هم در جبهه وقتی مقرب میشدند، بیخود میشدند یعنی از خود رها میشدند.
و این یک سُکر و مستیای را به دنبال میآورد. عرفا در ادبیات شاعرانه به دنبال همین مستی هستند.
- ۱۴۸
- ۲۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط