ثانیه ها می گذرند ، چشم به ساعت دوختم ، تو در یک قدمی من

ثانیه ها می گذرند ، چشم به ساعت دوختم ، تو در یک قدمی من از من فرسنگ ها دوری ، کاش می توانستم گامی بردارم .



به لبخندی مرا از غم رها کن / مرا از بی کسی هایم جدا کن / اگر مردن سزای عاشقان است / برای مردنم هر شب دعا کن .



من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم / عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند .


ا کجا باید سفر کرد تا کجا باید دوید / از کجا باید گذر کرد تا به قلب مهربان تو رسید
دیدگاه ها (۳)

کاش می شد برگردی و ببینی چگونه چشمانم تقاص سکوت هایت را پس م...

این روزها حرفی برا گفتن جز سکوت ندارم اما اشک های زیادی برای...

اخ اخ !

....!

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۲

تکاپو پارت 22 = سر قولت هستی؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط