ای شراب آتشین ، ناز نگاهت مال من

ای شراب آتشین ، ناز نگاهت مال من
عشوه ها و خنده هاو فتنه هایت مال من

شانه های خسته ام در خدمت زلف شما
اخمهای هر شب چشمان نازت مال من

واژه ها کی قیمت شرم نگاهت میشوند
بوسه ای از آن لب پر التهابت مال من

گر گناهی میکنم بهر دو چشمان شما
آتش آن دوزخ پر آه و نالت مال من

این سر شوریده را بهر نگاهت باختم
تیر مژگان بلند بیقرارت مال من
دیدگاه ها (۴)

یاس لبانت را باید چیدچشمانت را باید بوسیدنگاهت را باید بویید...

تازه فهمیدم...من...شاعر نیستمفقط...مشق مینویسماز روی تو...و ...

وقتی از انگیزه ی عشقت لبالب میشومدر تنم میلرزم و سوزنده...

"تقدیم"به "کسی" که"نمیدونه"؟؟ واسه "اونه"که "پست" میزارم"سهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط