پارت

پارت8۶۶
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
_برا خودم...
کل اتاقو یه دور دنبالم دوید اخرش گرفتتم رو تخت خوابوند...
_/که خودت؟!
_اره خودم‌‌...
_/اصلا هم برا من نبوده
_نوچ..‌
پیشونی مو بوسید...
_/نمیخوام خستت کنم فردا پرواز پیش رو داریم...
_هوم..بیا بخوابیم...
_/میام الان.‌‌..کارارو جمع جور کنم ...
_باشه ...
رفت سمت میزش کاغذاشو جمع کرد اومدم کنارم دراز کشید...و خوابیدیم...
صبح با در زدنای پیا پی بیدار شدم...
_عشقم در...
_/ولش کن
دوباره چشمامو بستم ولی بازم در زدن...خسته از جام بلند شدم رویه لباسمو پوشیدم در باز کردم...
خدمتکار سینی صبحانه رو داد دستم بدون هیچ حرفی رفت...گذاشتمش رو میز امیر...
_امیر بیدار شو...صبح شده ...
_/یکم دیگه پنج دقیقه...
رفتم سمتش نشستم کنار تخت...
_پاشو لوس نشو
دستمو بردم تو موهاش نوازشش کردم‌...
_فرنی هم هست تو سینی خیلی دوست داری پاشو عشقم...دیرمون میشه ها
با کرختی از جاش بلند شد...لبخندی به حالش زدم...
_/یه بوس نمیدی ؟!
گونه شو بوسیدم ...
_پاشو عشقم پاشو که کلی کار داریم...
دیدگاه ها (۰)

پارت8۶۷رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسند...

سلام چطورین دخترا...من رمان دومم رو شروع کردم...(پیشنهاد میک...

پارت8۶۵رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسند...

پارت8۶۴رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسند...

مافیای من part:11. ...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 48 صبح روز بع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط