رمان فیک پارت
رمان فیک پارت 7
ر:یهو دستی دور کمرم حلقه شد بنده هم خوب پولیسم کله جین رو گرفتم محکم کوبوندم زمین
بعد که به خودم امدم دیدم پخش زمینش کردم
ج:ایی سرم مگه مرض داری؟ 😡
ر:تو شلوارت مگس داری درزم تو به چه حقی میای دستتو دور کمرم حلقه میکنی؟
که دیدم ی چیزی از تو جیبش افتاد
خواستم ورش دارم که تو کثر ثانیه گرفتش
گفتم
عععع بدش به منن
ج:وای اگه اینو میدید بدبخت بودم چون اسم اصلیم نوشته و اینکه من با یک شرکت قرار دارد بستم برای ادم کشتنم میدید گفتم
نو نمیشه
ر:چرا انوقت؟؟؟
ج:چون من میگم
ر:میتونستم دست پا چلفتی شدنش رو تو نگاهش حس کنم که گفت
ج:راستی داخل فیلم تو نقش پارتنر منو داری
ر:چییی سگ توروحتت
ج:روز اول که دیدمت انقدر سگ اخلاق نبودی
ر:به من میگی سگ اخلاق؟ ک یکی خابوندم تو گوشش سری اون کارت مشخصات رو از دستش گرفتم
که یهو ی چیزی روی دهنم قرار گرفت سیاهی مطلق
ج:ببخشید مجبور بودم😔
ر:بیدار شدم چیزی یادم نمی امد فقط یادمه ی چیزی توی دستم بود بعدش سیاهی مطلق
بعد که بکن فکر کردم یادم امد عصبانی شدم دنبال کارت گشتم
تا اینکه تونستم رمز صندوق رو بفهمم بازش کردم و کارتو پیدا کردم با چیزی که خوندم خشکم زد
ج:رفتم که به رزا ی سر بزنم درو باز کردم دیدم کارت دسشته همون که نوشته بود من ی قاتلم با عصبانیت از دستش گرفتم گفتم
تو اینو به چه اجازه برداشتی؟
ر:با این حرف نمیدونستم عصبانی بشم یا چی که یهو مثل روانیا خندیدم بلند شدمو.....
شرط کامنت ها 5لایک 2
ر:یهو دستی دور کمرم حلقه شد بنده هم خوب پولیسم کله جین رو گرفتم محکم کوبوندم زمین
بعد که به خودم امدم دیدم پخش زمینش کردم
ج:ایی سرم مگه مرض داری؟ 😡
ر:تو شلوارت مگس داری درزم تو به چه حقی میای دستتو دور کمرم حلقه میکنی؟
که دیدم ی چیزی از تو جیبش افتاد
خواستم ورش دارم که تو کثر ثانیه گرفتش
گفتم
عععع بدش به منن
ج:وای اگه اینو میدید بدبخت بودم چون اسم اصلیم نوشته و اینکه من با یک شرکت قرار دارد بستم برای ادم کشتنم میدید گفتم
نو نمیشه
ر:چرا انوقت؟؟؟
ج:چون من میگم
ر:میتونستم دست پا چلفتی شدنش رو تو نگاهش حس کنم که گفت
ج:راستی داخل فیلم تو نقش پارتنر منو داری
ر:چییی سگ توروحتت
ج:روز اول که دیدمت انقدر سگ اخلاق نبودی
ر:به من میگی سگ اخلاق؟ ک یکی خابوندم تو گوشش سری اون کارت مشخصات رو از دستش گرفتم
که یهو ی چیزی روی دهنم قرار گرفت سیاهی مطلق
ج:ببخشید مجبور بودم😔
ر:بیدار شدم چیزی یادم نمی امد فقط یادمه ی چیزی توی دستم بود بعدش سیاهی مطلق
بعد که بکن فکر کردم یادم امد عصبانی شدم دنبال کارت گشتم
تا اینکه تونستم رمز صندوق رو بفهمم بازش کردم و کارتو پیدا کردم با چیزی که خوندم خشکم زد
ج:رفتم که به رزا ی سر بزنم درو باز کردم دیدم کارت دسشته همون که نوشته بود من ی قاتلم با عصبانیت از دستش گرفتم گفتم
تو اینو به چه اجازه برداشتی؟
ر:با این حرف نمیدونستم عصبانی بشم یا چی که یهو مثل روانیا خندیدم بلند شدمو.....
شرط کامنت ها 5لایک 2
- ۶۰۹
- ۱۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط