𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

امضای خونین عشق

part²⁰

وقتی رسیدیم فرودگاه یه حس ناخوشایندی زیر پوستم لغزید،به غیر از ترس از پرواز مشکل ترس از فضا های بسته رو هم داشتم و همین باعث شده بود که همیشه از هواپیما متنفر باشم.
متاسفانه این خصلت بد رو از مادرم به ارث برده بودم و حس میکردم هرلحظه مرگ در کمینه و به یه وسیله ای که دوتا موتور توی ارتفاع چند هزار کیلومتری پروار میکنه اصلا اعتماد نداشتم.
دوستامون قبل از ما رسیده بودن و توی ترمینال پرواز های خارجی منتظربودن، مقصد تعطیلاتمون رو مارک انتخاب کرده بود.
کاملیا و هارلی سالهای زیادی باهم دوست بودن و کم کم داشتن به ازدواج فکر میکردن، اما فقط فکر میکردن و من مطمئن بودم که هیچ وقت این فکرشونو عملی نمیکنن.
هارلی پسر خوش صحبتی بود، یکم قدش کوتاه بود و پوست برنزه ای داشت و با چشم های ابی و موهای بلوند روشن،روی هم میشد گفت پسر خوش قیافه ایه.
فقط هم به سینه زن ها علاقه داشت و اصلا اینو از کسی مخفی نمیکرد.

کاملیا دختر قد بلندی بود و خصلت ها و ویژگی های زنونه برجسته ای داشت.

توی برخورد اول چیز خاص و چشمگیری نداشت،اما وقتی باهاش وقت میگذروندی میفهمیدی که دختر خیلی جالبیه.

همیشه روحیات مردونه هارلی رو نادیده میگرفت و اونو حسابی ضایع میکرد. نمیدونم این همه وقت چطور این دونفر تونستن کنار هم دووم بیارن. من نمیتونم کنار مردی که فکر میکنه من جزئی از اموالشم طاقت بیارم، درحالی که خودش یکسره درحال چشم چرونیه. دوتا قرص ارام بخش خوردم تا درطول پرواز دچار حمله عصبی نشم و ابروم جلوی بقیه نره.
کره ای ها خیلی پروسروصدا نبودن، ولی میشه گفت به شدت خشک بودن و اصلا هم انگلیسی صحبت نمیکردن.
برای من زبان انگلیسی مثل زبان مادریم بود. بعداز سالها کار کردن با هتل های بین المللی و زنجیره ای به مرحله ای رسیده بودم که گاهی حتی تو فکرم با خودم انگلیسی صحبت میکردم.
وقتی بلاخره در فرودگاه ججو فرود امدیم خورشید درحال غروب بود.

شرطا(50لایک)
(20بازنشر)
فقط به شرطی پارت میزارم که از پارت اول تا این پارت همه لایک و بازنشر کنن.
دیدگاه ها (۲)

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart¹⁹تنهاچیزی که...

بانو فالوشه؟ https://wisgoon.com/victaria_mj.2

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart¹⁴اون بهترین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط