ای زندگی بردار دست از امتحانم

ای زندگی بردار دست از امتحانم
چیزی نه میدانم نه می‌خواهم بدانم

دلسنگ یا دلتنگ، چون کوهی زمینگیر
از آسمان دلخوش به یک رنگین‌کمانم

کوتاهی عمر گل از بالانشینی‌ست
اکنون که می‌بینند خارم، در امانم

دلبسته‌ی افلاکم و پابسته‌ی خاک
فواره‌ای بین زمین و آسمانم

آن روز اگر خود بال خود را می‌شکستم
اکنون نمی‌گفتم بمانم یا نمانم

قفل قفس باز و قناری‌ها هراسان
دل‌کندن آسان نیست! آیا می‌توانم؟
دیدگاه ها (۴)

بگذار دلتنگت شوم گاه به گاهی بگذار از یادت بسازم تک...

ای عشق ! نگهت مستیِ صد جامِ شراب استعمرم ، پیِ نوشیدنِ این ب...

تنهایی ....برف نیست که بنشیند و آب شود...باران نیست که به شی...

ﺑﺎ ﻏﺰﻟﻬﺎﯾﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢﺩﺷﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﺸﮏ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺷﻘﺎﯾﻖ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط