P

P2
#کامل‌و‌ناقص


اما من هیچ وقت, تاکید میکنم که هیچ وقت قرار نیست دست از سرش
بردارم.
تهیونگ حتی خبر نداشت که وقتی که با اون آیدل دختر لعنت شده قرار میگذاشت
این من بودم که با تعقیب شبانه روزی اون دختر
باالخره مچش رو با منیجرش گرفتم و با تهدید کردنش
وادارش کردم از زندگی تهیونگ بیرون بره تا در ازاش عکس هاش رو به رسانه ها نفروشم!
من همون شب میتونستم با فروختن عکس هایی که سند خیانتش بودن
به دیسپچ پول هنگفتی رو به جیب بزنم و بدون کار کردن اضافی زندگیم رو حداقل برای چند ماه ادامه بدم
اما ترجیح میدادم اسم آیدل محبوبم بیشتر
از این درگیر رسوایی نشه!
کیم تهیونگ هیچ وقت قرار نبود از میزان علاقه من به خودش چیزی بفهمه
آبجوها و گوشت ها رو به سرعت روی میزشون گذاشتم
درحالیکه نگاهم روی برنامه درحال پخش میرفت خودم رو از بین میزها بیرون کشیدم
تا زود تر به تماشای اجرای افسانه ای تهیونگ روی استیج کوچیک موزیک بنک بشینم.
اما با عوض شدن ناگهانی شبکه, کنترلم رو از دست دادم و بی اختیار فریاد کشیدم.
کوک:اون کوفتیییی رو برگردونید روی کی بی اس
برای چند لحظه فضای کوچیک رستوران تو سکوت فرو رفت
و همه با حالتی که انگار کلمه روانی رو فریاد میزدن, بهم خیره شدن.
بهتر از این نمیشد!
فقط تونستم بی حرکت سرجام بایستم
و به یرین که با چشم های گرد شده
بهم نگاه میکرد, چشم بدوزم.
این دفعه کارم تموم بود. . . چون خانوم چوی هیچ دل خوشی از من نداشت
و حالا گند زده بودم تو جو آروم رستوران فکستنیش.
تو عالی کار کردی جئون جونگ کوک... خیلی عالی
دیدگاه ها (۰)

P3#کامل‌و‌ناقص میشه اون شکلی نگاه نکنی؟ یرین روی تختم نشست و...

(ویسگون یکم خر شده)

P1#کامل‌و‌ناقصکوک میز شماره سه منتظر سرویسه. . . زود باششش ب...

....ـو من هر روز آرزو میکنم در زندگی بعد هم در کنارت باشم، ژ...

P11#کامل‌و‌ناقص پیرمرد بدون اینکه به یرین نگاه کنه زیر لب با...

P12#کامل‌و‌ناقص تنها حسن این حجم از کار, این بود که زیاد با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط