" تو سرنوشت منی "
" تو سرنوشت منی "
پارت ۳۱
پرش زمانی به ۷ ساعت بعد
ویو راوی
تو این چند ساعت کاملا باهم مست کرده بودن بی دلیل میگفتن و میخندیدن گاهی هم یهو گریه شون میگرفت
+هعییی ...... رفتاراش کپی جونگکوکه( مست )
◇ ارهه ( مست )
+ جوری حرف میزنه انگار پدرشو کشتم ( مست )
◇ دقیقااا ......میتونم به راحتی یه مشت تو صورتش خالی کنم ( مست )
+ اهوممم ( مست )
◇ اگه اون صورت .....خوشگلش نبود زیر پام لهش میکردم ( مست )
+ کجاش خوشگله پیرمرد خرفت ( مست )
◇ وایسا تو داری کیو میگی ؟
+سیوا
◇ تهیونگ
+وایسا ببینم تو اصلا بهم نگفتی قضیه بین تو و تهیونگ چیه که اینقدر اعصبانی شدی
◇ امروز وقتی رفتم مطب ........
فلش بک به امروز صبح
امروز صبح رفتم مطب و با انبوهی از جمعیت مواجه شدم ، جوری که نمیتونستم رد بشم برم تو اتاقم چند ساعت که گذشت تازه فهمیدم همکار جدیدمون که مدیر مطب میگفت اومده و همه اون مراجعه کنندگان به خاطر اون بوده خیلی اعصبانی شدم یه جورایی حسودیم شد رفتم پیشش
◇ سلام
♧ سلام .....اعهه خانم پارک لیدیا ! نمیدونستم شما هم اینجا کار میکنین
◇ نمیدونستی ......به من دروغ نگو من که میدونم تو از اینکه منو حرص بدی اومدی اینجا
♧ کی من ؟ نه خیر خانم پارک من تازه از آمریکا اومدم گفتم بیام اینجا یه ذره با خودمو با کار کردن مشغول کنن
◇ عمرا اگه توی روز اول کاریت این همه مراجعه کننده داشته باشی .........کیم تهیونگ بهتره اعتراف کنی برای حرص دادن من اومدی اینجا
تهیونگ پوزخندی زد و گفت
♧ اینکه خیلی معرفم که توی روز اول کاریم اینقدر مراجعه کننده دارم دلیل بر این نیست که اومدم اینجا تا حرصت بدم .........تو چطور ؟ بهتر نیست اعتراف کنی بخاطر اینکه من معروف ترم بهم حسادت میکنی
با پام پاش رو له کردم و از اتاقش رفتم بیرون
پایان فلش بک
◇ اره دیگه این بود ماجرای امروزم
+ هاااااااا الان فهمیدم چه قدر اعصبانی بودی
◇ راستی میخوای تسلیم بشی و دیگه پی فستیوال رو نگیری؟
+معلومه که نهههه من تا پروژه ام رو نبرم فستیوال اروم نمیگیرم
◇ افرین همینه
+ ولی چیکار کنم اخههه هیچ ایده ای برای راضی کردنش ندارممم
◇ بیا تو گوشت بگم چیکار کنی
لیدیا توی گوش النا نقشه اشو گفت که هر دو خندیدن
+تو چی میخوای تسلیم بشی به تهیونگ ؟
◇ اصلاااا عمرا بزارم اعتبارم رو بدست بیاره ........ولی خب چیکار کنم هم معروف تره هم پولداره هم باهوشه هم با تجربه اس چیکار میتونم کنم ؟
+خب جلوش وایسا .......تو همون لیدیای پر قدرت و باهوشه منییی
هر دو زدن زیر خنده و دوباره مست کردن ...............
شرط
۱۲ لایک
۸ کامنت
پارت ۳۱
پرش زمانی به ۷ ساعت بعد
ویو راوی
تو این چند ساعت کاملا باهم مست کرده بودن بی دلیل میگفتن و میخندیدن گاهی هم یهو گریه شون میگرفت
+هعییی ...... رفتاراش کپی جونگکوکه( مست )
◇ ارهه ( مست )
+ جوری حرف میزنه انگار پدرشو کشتم ( مست )
◇ دقیقااا ......میتونم به راحتی یه مشت تو صورتش خالی کنم ( مست )
+ اهوممم ( مست )
◇ اگه اون صورت .....خوشگلش نبود زیر پام لهش میکردم ( مست )
+ کجاش خوشگله پیرمرد خرفت ( مست )
◇ وایسا تو داری کیو میگی ؟
+سیوا
◇ تهیونگ
+وایسا ببینم تو اصلا بهم نگفتی قضیه بین تو و تهیونگ چیه که اینقدر اعصبانی شدی
◇ امروز وقتی رفتم مطب ........
فلش بک به امروز صبح
امروز صبح رفتم مطب و با انبوهی از جمعیت مواجه شدم ، جوری که نمیتونستم رد بشم برم تو اتاقم چند ساعت که گذشت تازه فهمیدم همکار جدیدمون که مدیر مطب میگفت اومده و همه اون مراجعه کنندگان به خاطر اون بوده خیلی اعصبانی شدم یه جورایی حسودیم شد رفتم پیشش
◇ سلام
♧ سلام .....اعهه خانم پارک لیدیا ! نمیدونستم شما هم اینجا کار میکنین
◇ نمیدونستی ......به من دروغ نگو من که میدونم تو از اینکه منو حرص بدی اومدی اینجا
♧ کی من ؟ نه خیر خانم پارک من تازه از آمریکا اومدم گفتم بیام اینجا یه ذره با خودمو با کار کردن مشغول کنن
◇ عمرا اگه توی روز اول کاریت این همه مراجعه کننده داشته باشی .........کیم تهیونگ بهتره اعتراف کنی برای حرص دادن من اومدی اینجا
تهیونگ پوزخندی زد و گفت
♧ اینکه خیلی معرفم که توی روز اول کاریم اینقدر مراجعه کننده دارم دلیل بر این نیست که اومدم اینجا تا حرصت بدم .........تو چطور ؟ بهتر نیست اعتراف کنی بخاطر اینکه من معروف ترم بهم حسادت میکنی
با پام پاش رو له کردم و از اتاقش رفتم بیرون
پایان فلش بک
◇ اره دیگه این بود ماجرای امروزم
+ هاااااااا الان فهمیدم چه قدر اعصبانی بودی
◇ راستی میخوای تسلیم بشی و دیگه پی فستیوال رو نگیری؟
+معلومه که نهههه من تا پروژه ام رو نبرم فستیوال اروم نمیگیرم
◇ افرین همینه
+ ولی چیکار کنم اخههه هیچ ایده ای برای راضی کردنش ندارممم
◇ بیا تو گوشت بگم چیکار کنی
لیدیا توی گوش النا نقشه اشو گفت که هر دو خندیدن
+تو چی میخوای تسلیم بشی به تهیونگ ؟
◇ اصلاااا عمرا بزارم اعتبارم رو بدست بیاره ........ولی خب چیکار کنم هم معروف تره هم پولداره هم باهوشه هم با تجربه اس چیکار میتونم کنم ؟
+خب جلوش وایسا .......تو همون لیدیای پر قدرت و باهوشه منییی
هر دو زدن زیر خنده و دوباره مست کردن ...............
شرط
۱۲ لایک
۸ کامنت
- ۵۰۸
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط