نمیتونستم دیگه دستامو تکون بدم همون جا وسط عمارت افتادم روی زمین نمیتونستم تکون ...
#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟓
نمیتونستم دیگه دستامو تکون بدم همون جا وسط عمارت افتادم روی زمین نمیتونستم تکون بخورم.
خیلی گشنم بود صدای شکمم کل عمارت رو برداشته بود.
آجوما:خوبی دخترم.
آنالی: خیلی خستمه راستی میتونم چیزی بخورم؟
آجوما: ارباب گفتن تا خودشون نیومدن نباید بهتون چیزی بدیم و گرنه شکنجتون میکنن.
آنالی:خب باشه.
آروم بلند شدم و رفتم روی کاناپه دراز کشیدم و کم کم خوابم برد.
.......
کوک:آنا آنا
آنالی:هوم چته؟(خوابالود
کوک:چرا اینجا خوابیدی پاشو برو تو اتاق بخواب.
آنالی:باشه راستی ساعت چنده؟
کوک:دوازده.
آنالی: یعنی من شیش ساعت خوابیدم.
کوک: آره
آنالی:میخواستم بلند شم که صدای غار غور شکمم بلند شد.
کوک:چیزی نخوردی؟
آنالی:نه
کوک:بیا بریم تو آشپزخونه بهت غذا بدم.
آنالی: باشه.
روی میز توی آشپزخونه نشستم و شروع کردم به خوردن غذا.
آنالی:تو نمیخوری؟
کوک:نه غذا خوردم.
آنالی: آها
بلاخره بعد از ۱۰مین غذا مو تموم کردم.
آنالی: ممنونم.
کوک:خواهش حالا برو بخواب.
آنالی:..........
ادامه دارد..............∆
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟓
نمیتونستم دیگه دستامو تکون بدم همون جا وسط عمارت افتادم روی زمین نمیتونستم تکون بخورم.
خیلی گشنم بود صدای شکمم کل عمارت رو برداشته بود.
آجوما:خوبی دخترم.
آنالی: خیلی خستمه راستی میتونم چیزی بخورم؟
آجوما: ارباب گفتن تا خودشون نیومدن نباید بهتون چیزی بدیم و گرنه شکنجتون میکنن.
آنالی:خب باشه.
آروم بلند شدم و رفتم روی کاناپه دراز کشیدم و کم کم خوابم برد.
.......
کوک:آنا آنا
آنالی:هوم چته؟(خوابالود
کوک:چرا اینجا خوابیدی پاشو برو تو اتاق بخواب.
آنالی:باشه راستی ساعت چنده؟
کوک:دوازده.
آنالی: یعنی من شیش ساعت خوابیدم.
کوک: آره
آنالی:میخواستم بلند شم که صدای غار غور شکمم بلند شد.
کوک:چیزی نخوردی؟
آنالی:نه
کوک:بیا بریم تو آشپزخونه بهت غذا بدم.
آنالی: باشه.
روی میز توی آشپزخونه نشستم و شروع کردم به خوردن غذا.
آنالی:تو نمیخوری؟
کوک:نه غذا خوردم.
آنالی: آها
بلاخره بعد از ۱۰مین غذا مو تموم کردم.
آنالی: ممنونم.
کوک:خواهش حالا برو بخواب.
آنالی:..........
ادامه دارد..............∆
- ۸.۴k
- ۱۵ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط