لبانت دور و در خواب است

لبانت دور و در خواب است
و چشمانت مداوم با نگاهم شعر میبافد
گره خورده میان چشم هایت با دلم
اصلا بگویم وصل جانم گشته ای دلبر
نمیدانی
چه بی تابانه دلتنگم
که برگردی و با لب های بی تابم
برایت بوسه ی گرم و
معذب گشته ای جانم❤️
ولش کن پس برایت
شعر میخوانم...

امیر نوشت🖋️
دیدگاه ها (۰)

دنیای آغوشت رابه نامم کنبگذار بهشتی شود دلمبا #تُ ❤️در هر دو...

جان منی از اين عزيزتر نمیشودجان مني و خوش بـه حالت كه مادرتت...

مراقب باششکستنی شده امزود می شکنمکنار ثانیه های سر گردان خوی...

آرام بگیر در آغوشم،فردا هم دوستت خواهم داشتشب برای بخیر شدنه...

لبانت دور و در خواب استو چشمانت مداوم با نگاهم شعر میبافدگره...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط