💟 💖 🔸 💜 💙 💛 :

💟 💖 🔸 💜 💙 💛 :
دید ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺭﺍ ﯾﮑﯽ ﺻﺤﺮﺍ ﻧﻮﺭﺩ
ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺎﺩﯾﻪ ﺑﻨﺸﺴﺘﻪ ﻓﺮﺩ

ﮐﺮﺩﻩ ﺭﯾﮓ ﻭ ﺻﻔﺤﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﻗﻠﻢ
ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﺷﮏ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﺭﻗﻢ

ﮔﻔﺖ ﺍﯼ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺷﯿﺪﺍ ﭼﯿﺴﺖ ﺍﯾﻦ ؟
ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﯽ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﻬﺮ ﮐﯿﺴﺖ ﺍﯾﻦ ؟

ﮔﻔﺖ ﻣﺸﻖ ﻧﺎﻡ ﻟﯿﻠﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﺴﻠﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ

ﭼﻮﻥ ﻣﯿﺴﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﻦ ﺭﺍ ﮐﺎﻡ ﺍﻭ
ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﺍﻭ



♻ ♻
دیدگاه ها (۳)

یادمان باشدزندگی چیزهایی نیست که جمع میکنیمزندگی قلب هایی اس...

ن..... بر صبح بگویید که امروز قشنگ است ..........

آهوی توام بره ای بی صبر و قرارمتا کی بنشینم تو بیایی ب شکارم...

عجب صبری خدا دارد!اگر من جای او بودم؛که می دیدم:یکی عریان و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط