دل نوشته

دل نوشته
عروس خیال

تو دلنوازتر از گلشنی عروس خیالم
هوای تازه‌ی عشق منی عروس خیالم

خراب گشته‌ام از گردش پیاله‌ی چشمت
خدای باده‌ی مردافکنی عروس خیالم

به غمزه، پیرهن پرنیانِ دلبری‌ات را
به بردنِ دلِ من می‌کَنی عروس خیالم

تن سپید ز گلبوسه‌ی نسیم بپوشان 
تو برگِ یاسی و نازک‌تنی عروس خیالم

چو ماه با تن عریان اگر در آب نشینی 
چه آتشی به جهان می‌‌زنی! عروس خیالم

خزان به گلشن زیبایی تو راه ندارد
تو نوبهارتر از هر زنی عروس خیالم

غرور شیشه‌ای من امانت است، امانت
مباد بار دگر بشکنی! عروس خیالم

تو را شکستنِ «شبدیزِ» تیره‌روز، نشاید
به جای مهر، چرا دشمنی؟ عروس خیالم
دیدگاه ها (۱)

عروس خیالتو دلنوازتر از گلشنی عروس خیالمهوای تازه‌ی عشق منی ...

تو دلنوازتر از گلشنی ،گناه قشنگم!هوای تازه‌ی عشق منی ،گناه ق...

مهناز الله وردی میگونی

مگر رسول به وصفش بیان کند سخنیکه وصف ذات خدا نیست کار همچو م...

آن قدر عاشقیم که املا نمی شود مستی ما که در قلمی جا نمی شود...

محمد حقوقی

دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌امنازم بکش که ناز رقیبان کشید...

🌨🍂... پائیز و بارانش هم اومد اما من هنوز چشم براهت موندم...!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط