شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی...
نمیدانم چه نوشیدم که سیرم کرده از هستی...

خودم مستُ ،غزل مستُ ،تمام واژه ها مستند...
قلم شوریده ای امشب،عجب اُعجوبه ای هستی!

به ساز من که میرقصی قیامت میکنی به به...
چه طوفانی به پا کردی،قلم شاید تو هم مستی؟!

زمین مستُ،زمان مستُ،مخاطب مست شعرم شد
بنازم دلبریهایت!قلم، الحق که تردستی

فلانی فرق بسیار است،میان مستی و مستی
عزیزم خوب دقت کن!به هر مستی نگو پستی

تظاهر میکنی اما،تو هم از دیدِ من مستی
اگر پاکیزه تر بودی،به شعرم دل نمی بستی

خودم مستُ ،غزل مستُ، تمام واژه ها مستند
مخاطب معصیت کردی!به یک مست پیوستی...
دیدگاه ها (۸)

من تا الان نمیدانستم مثنوی هفتاد من چیه. فکر میکردم به خاطر ...

اندکی اما طولانی،..

مــثل یک دیوانه حــالــم دیدنستگریه های بی مثالم دیدنیستبی ح...

مثل من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط