عاشق شدم درجاده ای بی مقصد

عاشق شدم درجاده ای بی مقصد
کفش هایم پاهایم را نمی پذیرند
بس که خسته اند از دویدن و نرسیدن به خیال تو *
دیدگاه ها (۵)

رفتی......بی آنکه مرا بخدا بسپاری نمیدانم خدارا ازیاد برده ا...

همی ترسیدم از روز جدایی * فغان کز هرچه ترسیدم، رسیدم*

بودنت کوتاه بود اما......نبودنت کوتاه نمی آید *

با اجازه صاحب آواتار دخترگلم خانوم طناز و تمامی طرفدارانش دخ...

کاغذ مچاله شده صاف اگر گردد باز چروک دارد

فراموش کردن تو؛تَوَهم سرباز خسته ای ستکه خیال می کندچون جای ...

مامان...میدونی چیه؟ازت خسته شدم!خسته شدم از اینکه من باید هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط