پارت 13 دلباختهـــ

پارت 13 دلباختهـــ
+ا.. آر.. چیز تهیونگ!
_(پوزخند) چیه؟ ترسیدی!
+نه(خشم)
_یه برده بودی نخواستمت پرتت کردم تو سطل
اشغال اما انگاری از سطل اشغالی بیرون اومدی استیل های گرون قیمت.. افرین

+توی لاشخور عوضی هر چقدر هم مند بندازی من.. من دوباره بلند میشم

یهو سرو صدای زیادی اوج گرفت
نبتباباباباباانیتبتبتبتبتبتبتیتتینیتیتیتیتیتیتیایاباانینقننقتقخفتفتفاافافابباتیختینسنتیتیتبتیتیتبابتت

_ساکت (داد)
[همه جا سکوت شد]
دست ا. ت رو گرفت و برد یه جای خلوت

تکیه اش داد به دیوار(مرگ بر ذهن منحرف)
دو تا دستاشو گذاشته دو طرفش
_میخوای دوباره کلفتم شی
+همون زمانی هم کع پیشت بودم عین پرنسس ها بودم که میگی میخوای (دوباره) کلفتم شی
_اووو پس رازی بودی
+نخیر
_اره
+نه
_ارع
+اااا بسه آره نه آره نه عیش ولم کننن [داد]

تهیونگ لیسا رو میزاری رو کولش و میبره سمت ماشین بعد میزارتش تو ماشین

_انگاری آروم نمیشی
آ. ت ورجه وورجه می‌کرد تهیونگ بهش سوزن بی هوشی زد
بعد حرکت کرد به سمت خونه

رسیدند خونه......
**********************
حمایت یادتون نره!
#فیک
#سناریو
#بلک_پینگ
دیدگاه ها (۱۱)

پارت 14 دلباختهـــرسیدند خونه تهیونگ پیاده شد در ماشین رو با...

پارت 15دلباختهـــفلش بک به فردا صبح....تق تق تقاز خواب بیدار...

پارت 12 دلباختهـــسوار ماشین شدم و به سمت اون مکان حرکت کردم...

پارت 11 دلباختهـــا. ت از عمارت میره بیرون و به سمت خونه پدر...

/ت:چریونگ!؟چریونگ: بله!؟ زنگ زده بودی؟ا/ت: اره اره...کارت دا...

عضو هشتم (پارت اول)یک روز همه تصمیم میگیرن باهم برن میلان ای...

✧𝓛𝓸𝓼𝓽 𝓴𝓮𝔂✧ܭܠࡅ࡙ܥ‌‌ ܭَܩܢܚ݅ܥ‌‌ܘPart_44:06P.M.کلید در توی قفل در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط