تکپارتی

#تکپارتی
امروز با شوگا میریم خرید
و همین طور تولد منه

من قراره یه چیزی بهش بگم
و نمیدونم چه واکنشی داره
امیدوارم ناراحت نشه

رفتم یه دوش گرفتم
اومدم بیرون

یه لباس پوشیدم
آرایش کردم

موهامو مدل دادم
عطر زدم

کفشامو پوشیدم
و منتظر یونگی موندم دم در

یهو از پشت سرم
یکی دستاشو گذاشت جلوی چشمام
برگشتم دیدم شوگا با یه دسته گله بزرررررگ
پشت سرم وایساده

پریدم بغلش و گلو ازش گرفتم
و رفتیم تو ماشین
و راه افتادیم سمت پاساژ

شوگا:دوسش داری؟

ا. ت:عااااره مرسیی

شوگا:خاهش بیب

رسیدیم و کلییی خرید کردیم
و رفتیم خونه کیک گذاشتم رو میز
و تولد مبارک خوندیمو اینا
شوگا کادو بهم یه گردنبند ظریف خوشگل داد
خیلی ناز بود

شوگا:میدونم سلیقم افتضاحه
ا. ت:نه این خیلی قشنگهههه
میخوام یه چیزی بگم

شوگا :بگو
ا. ت:م... من. ی.. یکی دیگرو... دو.. دوست دارم

شوگا:چ... چیییی؟؟؟
اسمش؟ چرا دیگه دوسم نداره هااااا؟؟

ا. ت:ببخشید

شوگا:اسمش؟

ا. ت:قراره منو تو براش انتخاب کنیم

شوگا‌:چی؟؟؟
ا. ت:اسکل بچمونو میییگم

شوگا:(هنگ کرده)
و تا ابد به خوبی خوشی زندگی کردن
پایان

لایک و فالو یادتون نره
دیدگاه ها (۱۴)

پارت25#زندگی_باتورفتم تو اتاقو پشمام ریییختا.ت:چییییییجونگکو...

بچه ها واقعا معذرت میخوام این چند روز رو به خاطر درسهام نتون...

پارت24#زندگی_باتو همه باهم:خوش بختیمامیلی:میشه من تو اتاق رو...

پارت23#زندگی_باتویه چند ساعتی گذشته بود که...بیدار شدمدیدم س...

عشق مافیا

عشق مافیا

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط