#هانتر

#هانتر

#پارت۱۴

ولی این جئون دست به دست زمانه داده بود تا خودش رو بازیچه دست خودش کنه!
جالب نیست؟
فردی که خودش ؛ خودش رو به بازی گرفته..
+ اگه اون رفیقت پول و جور نکنه..
باید باهاش چیکار کنم..؟
سرمستانه خندید و همچنان به آدرس روی صفحه خیره موند..
الرا ویو :
هم حوصله اش سر رفته بود و هم دلش نمیخواست با مادرش رو به رو بشه...
مغزش دیگه توان کششِ هیچ نصیحتی رو نداشت
انسان ها رو به جلو زندگی میکنن..
ولی نمیتونن گذشته هارو هم زندگی نکنن):!
پس این برای بعضی افراد باعث خوشحالی و برای بعضی دیگر مثل هوآنگ الرا درد اور...!!
تصمیمی که توش دو ب شک بود رو گرفت..
و حاال قطعیش کرد..تلفنش رو برداشت و سریع شماره نانسی رو گرفت..
بعد از چند بوق جواب داد : جانم الرا
_ رفتی؟
نانسی : اره دیگه..سر کوچم
_ صبر کن منم میام.نانسی : وا ... چرا؟
_نیام !؟
نانسی : نه نه .. بیا بیا منتظرم
_ باشه پس..زود میام
بسرعت لباسش رو پوشید و بعد از برداشتن کیف ، موبایل و کتونیش از با دو از اتاق خارج شد..
مادرش با تعجب نگاهش کرد ..
مل : کجا میری دختر؟
_ با نانسی میرم بیرون .. زود میام
مل : عجیب رفتار میکنی ازت بعیده..
کمی عصبی شد و رو به مادرش توپید
_ مامان چته ؟ بیرون برم مشکل داری تو خونه بیوفتم مشکل داری چیکار کنم پس من ؟؟
با فریاد همه اینهاروبیان کرد..
مادرش چیزی نگفت چون میدونست دخترش با هرچیز کوچکی عصبی میشهو ... بخاطر همین
سکوت کرد و فقط با لبخندی آروم بهش خیره شد : برو خوش بگذره
الرا سعی کرد بغضش رو مهار کنه.. با صدای لرزونی گفت
_ مامان میدونی که دست خودم نیست- )بغض(
مل : خوش بگذرون..
سری تکون داد و دوباره پا تند کرد و بطرف نانسی رفت..
نانسی : خب بریم_ بریم...
" خانه مینهو "
پرش زمانی
مینهو : خوش اوم--
الرا نذاشت حرفش رو کامل بزنه و گفت
_ تعارف و بزار کنار..برنامت برای گندی که زدی چیه !؟
مینهو سرش رو پایین انداخت و چهرش درهم رفت..
مینهو : از اون چیزی که فکر میکردم مسخره تر شد و..به همین راحتی باختم و نمیدونم چطوری
تاوان بدم..
فعال باهام کاری ندارن ولی..
نمیدونم باهام چیکار میکنه..
_ مطمئن باش یه بالیی سرت میاره تا هوس همچین کار احمقانه ای به سرت نزنه!
مینهو : خیل خب بابا اینقدر جو نده! میگی چیکار کنم؟
_نمیدونم تمام تالشت و بکن...
نسکافه رو برداشت و دستش لرزید کمی روی تیرتش ریخت..
_عاعا...
نانسی : وایییی سوختی؟
_ نه نه به پوستم نخورد..فقط..من میرم عوضش کنم..
نانسی : لباس نداری که..
_ مینهو میشه یکی از هودیاتو بهم قرض بدی
دیدگاه ها (۰)

#هانترپارت۱۴مینهو : حتما حتما...بیا بهت بدم.. آروم پشت سرش ح...

#هانترپارت ۱۵هوف کالفه ای کشید و از تاکسی پیاد شد.. _ اجوشی ...

بچه ها لایک های پارت ها بالای ۱۵ تا باشه

#هانتر#ادامهی‌پارت۱۳کنه! ولی خب.. ظاهرا کور خوندن !؟ برای او...

«این در لعنتی رو باز کنید!!»-«این در لعنتی رو باز کنید!!»مرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط