روی چشمان خمارت؛ خواب را با خود بیار

روی چشمان خمارت؛ خواب را با خود بیار
نور شبتابم! بیا؛ مهتاب را با خود بیار

تشنه ام مثل بیابان؛ صد ترک خورده لبم
همچنان ابر سیاهی ، آب را با خود بیار

صبح رستاخیز دریا؛ عرشه ی کشتی کبود
صبح مرگ ناخدا ؛ گرداب را با خود بیار

مثل تک شاخ سپیدی می شود اندام ماه
تا زمین پرواز کن ؛مهتاب را با خود بیار
دیدگاه ها (۲)

روی چشمان خمارت خواب را با خود بیارنور شبتابم٬٬بیا٬مهتاب را ...

آبی ترین دریا:تشنه ام همچون بیابان صد ترک دارد لبم همچنان اب...

تشنه ام همچون بیابان صد ترک دارد لبم همچنان ابر سیاهی آب را ...

نم به دل نگذاشت خونم خنجر قصاب راجذبه من می‌کشد از صلب آهن آ...

شعیه یعنی دعبل چشم انتظار «بشنو از نی چون حکایت می کند» شیعه...

این پست رو تقدیم میکنم به مرینا عزیز #شیعه یعنی دعبل چشم انت...

رضا حدادیان

#درین‌شب‌های‌مهتابی‌که‌می‌گردم‌میان‌بیشه‌های‌سبز ِ‌گیلان با ...

فاطمه سیاحتی شاعر ایرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط