دیوار…. قهوه های سر رفته از حوصله
دیوار…. قهوه های سر رفته از حوصله
اتاقی که چهار طاق روی من خوابیده
چشم هایی که از ساعت کار افتاده ترند
وشانه های تو که زیر باران نمی روند
باید گریه هایم را روی بی کسی هایم تنظیم کنم
و این
یعنی
اوج تنهایی…
اتاقی که چهار طاق روی من خوابیده
چشم هایی که از ساعت کار افتاده ترند
وشانه های تو که زیر باران نمی روند
باید گریه هایم را روی بی کسی هایم تنظیم کنم
و این
یعنی
اوج تنهایی…
- ۲.۱k
- ۲۴ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط