شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدم

شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدم
تا که یک شب دیدمت، دل باختم، رسوا شدم

با نگاهی ساده قلبم را گرفتی، خوب من!
فکر می‌کردم که من عاشق نِمی... امّا شدم!

مثل یک پروانه در شمع نگاهت سال ها
سوختم، امّا عزیزم! با تو من معنا شدم

گفته بودی در کنارت تا ابد هستم ولی
باز رفتی، باز ماندم، باز من تنها شدم 
دیدگاه ها (۳)

دلم برای خودم تنگ می‌‌شود بی‌توو خط فاصله پر رنگ می‌‌شود بی‌...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

می خواهم از این آینه ها خانه بسازمیک خانه برای تو جداگانه بس...

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن، که وقت عش...

اولین باری که دیدمت، تقویمِ زندگی‌ام ورق خورد…»یادم هست؛ هوا...

زیباو پر معنا بخونید که غرق در کلمات میشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط