چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم

ناگهان دل داد زد دیوانه من میبینمش ..

"شهریار"
دیدگاه ها (۴)

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرمناگهان دل داد زد: دیوانه!...

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

خانه آباد کرد و در ماه نو رفتچه گویم بر دل ای مهربانیگل ما خ...

من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر می‌شد به رویت چشم می‌بستم؛...

🌺صبح یعنى🌱همہ ے شهر پر از بوے “خداست”🌼عابرى گفت :🌺ڪہ این “مط...

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

نماد مرگ پارت شیشم

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط