پارت پنج

پارت پنج
[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ولی اونم عاشق توعه ولی به روی خودش نیاورده و توی تولدت دوستت.....]
تو راه قنادی بودین که ا.ت یهو شروع کرد به حرف زدن
ا.ت: هیون میتونم ازت یه سوال بپرسم؟
هیونجین: حتما
ا.ت: تو... تا حالا عاشق شدی؟
ویو هیونجین
آب دهنمو قورت دادم میخاستم بهش بگم آره عاشق تو یه دل نه صد دل خودمو نگه داشتم
هیون: خب آره
ا.ت: عه کیه میشناسمش چجور دختریه
هیونجین: آره میشناسیش اون خیلی خشکله مخصوصا چشماش وقتی دیدمش یه دل نه صد دل عاشقش شدم
ا.ت: آها
ویو ا.ت: حسودیم شده بود دلم میخاس بزنمش ولی به روی خودم نیاوردم صورتم قرمز شده بود
هیونجین: ا.ت گرمت شده؟
ا.ت تو دلش: نه تو دیوونم کردی
هیونجین: ا.ت
ا.ت: آره آره شیشه رو بده پایین دارم میسوزم
هیونجین: آخه هوا اونقدرام گرم نیس
ا.ت: چرا هس
هیونجین: باشه. راستی من که گفتم. تو چی تو تاحالا عاشق شدی؟
ا.ت: آره هعی ولی فک کنم عشقم یکطرفس من خیلی دوسش دارم. به عشق در نگاه اول اعتقاد داری؟
هیونجین: آره
ا.ت: من از همون اولین بار که دیدمش عاشقش شدم ولی چه فایده وقتی اون دوسم نداره
هیونجین: هعی
ا.ت تو دلش: کاش میشد بهت بگم که اون پسر تویی 🙂
رسیدن قنادی
ا.ت کیکو انتخاب کرد و رفتن تا لباس بخرن
به یجایی رفتن که هم لباس مردونه بود هم زنونه
بچه ها لباس انتخاب کردن و نمیخاستن پرو کنن
ا.ت گفت: هی بچه ها اگه پرو نکنین من از کجا باید بدونم به شما میاد یا نه
چان: هوفف باشه اول من میرم
همه پرو کردنو تو نظرتو گفتی. فقد یه نفر مونده بود. هیونجین رفت پرو کنه.
ا.ت با خودش گفت: اون هیونجینه حتی تو گونیم خوشتیپه💘
هیونجین اومد بیرون. کتش خیلی بهش میومد. منتظر بود تا ا.ت نظر بده ولی ا.ت محوش شده بود
هیونجین: ا.ت نظرت چیه؟
ا.ت خودشو جمع کرد و گفت: عالیه
هیونجین: همین؟
ا.ت: خیلی خشکله خیلی بهت میاد
هیونجین: مرسی
چان: خب ا.ت تو چی؟
ا.ت: من الان به شما نشون نمیدم سورپرایزهه😁
لینو: از دست تو و این سورپرایز کردنات
ا.ت: خب بریم تزیینات هنوز مونده ها
چان: پاشین
همه رفتن خونه ی هیونجین
خونه رو خیلی خیلی خشکل تزیین کردنو همه خسته شدن مخصوصا ا.ت
ا.ت: وای دیگه نمیتونم راه برم چجوری برم آرایشگاه حتی نمیخام راه برم
چان: میخای من برسونمت؟
ا.ت: چرا نخوام بغلم کن ببر ماشین
چان: مگه بچه ای؟
ا.ت: تو مگه نگفتی مث بابامی میخای بابایی صدات بزنم؟
پان: نه الان بلندت میکنم از دست تو
ا.ت😁
چان میخاس بلندش کنه که هیونجین گفت: چان من میبرمش منم بیرون کار دارم(به چان چشمک زد)
چان فهمید و گفت: باشه بیا ببرش من خستم
ا.ت: چان😠
هیونجین: ا.ت فک کردی من نمیتونم بلندت کنم؟
ا.ت: نخیرم چانی قویه
هیونجین سریع پاشد و ا.ت رو تو بغلش گرفت. ا.ت سریعا لپاش گل انداخت
هیونجین: با کی بودی؟
ا.ت: خیلی خب باشه باشه توام قوی ولی چانی بیشتر
هیونجین لبخند زد و رفت سمت ماشین
ا.ت رو گذاشت رو صندلی و کمربند رو براش بست. نزدیک صورتش بود هیونجین به لبای ا.ت نگاه کرد که ا.ت خجالت کشید و با این کارش هیونجینم به خودش اومد و از ا.ت دور شد و در رو بست و خودشم سوار شد
دم در آرایشگاه
ا.ت از ماشین پیاده شد و درو بست که هیونجین گفت: ا.ت منتظرت وایستم؟
ا.ت: نه نمیخاد با تاکسی میام
یه پیرزن که همونجا نشسته بود رو به ا.ت گفت: بذار شوهرت منتظرت وایسته!
هیونجین لبخند ملیحی زد
ا.ت تعجب کرده بود میخاس بهش بگه که هیونجین گفت: من همینجا منتظرت میمونم بعدش باهم میریم دنبال رومی
ا.ت: تو مگه کار نداشتی؟
هیونجین: خب الان کنسلش کردم.
ا.ت: آها باشه
ا.ت خجالت کشیده رفت داخل سالن
هیونجین به پیرزنی که اونجا نشسته بود گفت: خاله، اون حتی دوست دختر منم نیس. ولی قراره بشه
پیرزن گفت: میدونستم، دوسش داری؟
هیونجین: نه دوسش ندارم؛ عاشقشم
پیرزن لبخند زد و رفت
هیونجین منتظر ا.ت موند
سه ساعت بعد
کار میکاپ و موهای ا.ت تموم شد
کارتو کشیدو سمت ماشین رفت
هیون خواب بود.
ا.ت غرق نگاه کردن بهش شد و گفت: حتی موقع خابم خشکله(لبخند ملیح)
هیونجین نخابیده بود و خودشو از قصد به خاب زده بود
ا.ت در حال نگاه کردن بهش بود که هیونجین یهو با چشای بسته گفت: مرسی از تعریفت
ا.ت ترسید و خودشو جمع کرد و گفت: تو خاب نبودی؟
هیون: نه تازه میخاستم بخوابم. راستی خیلی خشکل شدی
ا.ت با خجالت گفت: زود باش بریم دیر شده بعدم روشو کرد سمت پنجره
هیونجین لبخند خیلی ملایمی زد و راه افتاد سمت خونه ی رومی
دیدگاه ها (۱)

پارت شیش [وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ...

پارت هفتم[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ...

پارت ۴[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ولی...

پارت ۳[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ولی...

مادربزرگ جذاب من

غم پشت لبخند پارت ۸ا.ت: هیونجین.. خوبی؟؟هیونجین: اره خوبم......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط