عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت
حیف و صد حیف که آن دولت بیدار گذشت
آفتابی زد و ویرانه ی دل روشن کرد
لیک افسوس که زود از سر دیوار گذشت
خیره شد چشم دل از جلوه ی مستانه ی او
تا زدم چشم به هم مهلت دیدار گذشت...
دیدگاه ها (۲)

ﺳــــﺮﺩ ﺷــــــــــﺪﻩ ﺍﻡ ... ﺁﻧﻘــــــﺪﺭ ﮐـــــﻪ ﺍﺯ ﺩﻫـــــﺎ...

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من،شب هجران نکند قصد دل آزاری...

وقتی لباسش بوی عطر دیگری داردباید بفهمم عشق هم آخر سری دارد ...

"نشد که زندگی ام را کمی تکان بدهینخواستی سر این عشق امتحان ب...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

#in_your_eyespart_11۰"پنج سال بعد"ویو کایلااز صبح زود بیدار ...

The Joke That Broke Us

راز خون پارت سوم

همسایه طبقه بالاپارت ۳ یک هفته از اسباب‌کشی‌ام گذشته بود و ر...

when silence became a scream p6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط