دل بردی و دل بردنت را دوست دارم

دل بردی و دل بردنت را دوست دارم
رو راست!من عطر تنت را دوست دارم

در پیش صدها باغ گل تنهای تنها
گلهای روی دامنت را دوست دارم

هستم زلیخایی و خلوت دوست,به به
من چنگ بر پیراهنت را دوست دارم

صدها هزاران شرط داری و قبول است
آخر ولیکن لیکنت را دوست دارم

من ضربه ها خوردم نشستم تاکه در خاک
اما به هر ضربه,فنت را دوست دارم

جان میدهم با شوق,گفتی: جان بده!جااااان!
چون دیدن جان کندنت را دوست دارم

جانم به لب میآید اینجا,خوش به حالت
ای نوش جااااان! خندیدنت را دوست دارم
دیدگاه ها (۴)

میگویی باران را دوست دارم اما هنگام باران چتر به دست می گیری...

#یک#دوست#داشتن#ساده!تو را دوست دارم از چند قدمی تو می گذرم س...

در دل تنهای باران،من صدایت می کنمبر عبور دیدگانت،جان فدایت م...

میتوانم رد پایت را بگیرم عشق من؟در خیابان دستهایت را بگیرم ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط