گفتم از دیده چو دورش سازم

گفتم از دیده چو دورش سازم
بی گمان زودتر از دل برود
مرگ باید که مرا دریابد
ورنه دردیست که مشکل برود...
دیدگاه ها (۱)

شعر گفتم که ز دل بردارمبار سنگین غم عشقش راشعر خود جلوه ئی ا...

در ببندید و بگوئید که منجز او از همه کس بگسستمکس اگر گفت چرا...

یاد بگذشته به دل ماند و دریغنیست یاری که مرا یاد کنددیده‌ام ...

کارگردان دنیا خداست !مهم نیست نقش ما ثروتمند است یا تنگدستسا...

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

یه سر به حافظ بزنیم

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط