یک پک از سیگآرش کشید و آرام زیر لب گفت

یکـ پکـ از سیگآرشـ کِشید و آرامـ زیر لَبـ گُفت:
خیلیـ زیآد کمـ آوردمـ:)
دیدگاه ها (۱)

همهـ میمیرَند..اَمآهمهـ زندگیـ نمیکنند:)

دلمـ میسوزهـوآسهـ اونـ لحظهـ هاییـ کهـ میتونستمـ شآد بآشَمـ....

خیلیـ حسـ مسخرهـ ایـ تَرسـ از دستـ دآدَنـ کَسیـ کِهـ نَدآریش...

(خندهـ هآیـ الکیتـ کهـ زیآد شدهـ،بدونـ دَردآیـ واقعیتـ زَیآد...

شبـ هایی هستـ که شبیه مکالمه‌های نیمه‌تمامـ اند. مثل جمله‌ها...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۵۵میون‌شی تقلا ای نکرد و آروم سرش ر...

پارت هشتم: داستان از دیدگاه جیمین: در کلبه مخفی آگوست دی از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط