بگذار سر به سینه من تا که بشنوی

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

شاید که پیش ازین نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده سر در کمند را

بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست ؟عشق کدامست ؟غم کجاست؟

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری است در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم آن چنان که اگر ببینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرام و روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره های ترا دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب

بیمار خنده های توام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب


فریدون مشیری
دیدگاه ها (۱)

بهشتِ خدا را پس می زنمتا لــب هایت را پیش بکشم..دست من نیستا...

"در چهل سالگی"در چهل سالگی هم که باشی طنین صدای کسی که تو را...

اجازه هست که عشقتو،توکوچه هادادبزنم؟روپشت بوم خونه هااسمتوفر...

بیا زندگی کنیمکمی فراتر از مفهوم واژه های دم دست؛کمی فراتر ا...

بگذار سر به سینه من تا که بشنویآهنگ اشتیاق دلی دردمند را شای...

بگذار سر به سینه من تا که بشنویآهنگ اشتیاق دلی دردمند راشاید...

بگذار سر به سینه من تا که بشنویآهنگ اشتیاق دلی دردمند را شای...

بگذار سر به سینه من تا که بشنویآهنگ اشتیاق دلی دردمند راشاید...

بگذار سر به سینه من تا که بشنویآهنگ اشتیاق دلی دردمند راشاید...

بگذار سر به سینه من تا که بشنویآهنگ اشتیاق دلی دردمند راشاید...

بگذار سر به سینه من تا که بشنویآهنگ اشتیاق دلی دردمند راشاید...

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی دردمند را شا...

بگذار سر به سینه من تا که بشنویآهنگ اشتیاق دلی دردمند راشاید...

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط