روزگار انتظار را مي شناسم ،

روزگار انتظار را مي شناسم ،
روزهايي از جنس شادي و غم،

و من لحظه هاي ناب را ميشناسم ،
وجدها، اشتياق، شورها، ... و خدا را مي شناسم.
آن معجزه ي حيرت زندگي ، آن شكوه باد و باران،
من، تنهايي را مي شناسم و غربت كوچه ها را ،
من ، خداي عشق را مي شناسم ، خداي عشق را ....
بار الها من را غير خود مشغول ديگري نكن...
من را در عشق خود گم كن !!!
دیدگاه ها (۱۱)

لبخندتهم جان می دهدهم جان می گیرد...بلا تکلیف مانده روحمدر م...

حُسن باران این استکه تبسم داردگَردِ غم از همه چیز، از همه جا...

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟ از کجا وز که خبر آوردی ؟ خوش خب...

تو نه چنانی که منم من نه چنانم که توییتو نه بر آنی که منم من...

شهادت معشوق ماستعشق یعنی کوچه کوچه انتظار رؤیت خورشید در باغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط