چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانی

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانی
به چشمم خیره میگردی ولی غم را نمیخوانی

چه باشی یا نباشی من برایت آرزو کردم
چه دردی بیشتر از این که این ها را نمی دانی

برایم روز روشن بود میدانستم از اول
که میاید چنین روزی که میگوئی نمیمانی

برای من که بعد از تو ندارم شاخه ی سبزی
چه فرقی میکند دیگر هوای صاف و بارانی

شبیه موریانه،خاطرت در ذهن می ماند
که میپوسد مرا کم کم به آرامی و پنهانی

دل آئینه ام حتی اگر کوهی شود آخر
به سنگی،خرد می گردد به یک لحظه به آسانی

چه میدانی؟تمام پیکرم چون شمع می سوزد
که امشب در دلم برپاست یک شام غریبانی
دیدگاه ها (۳)

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی و...

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانی به چشمم خیره میگردی ...

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی و...

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی و...

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی و...

چه دَردی بیشتَر از این که دردم را نِمیدانیبه چَشمَم خیرِه می...

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانی به چشمم خیره میگردی ...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

از فردا اینجوری بدرقه کن همسر رو دیگه تا شب شاد و شارژه❤️#عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط