دیـگران در تـب و تـاب شب عیـدنـد ولـی ...

دیـگران در تـب و تـاب شب عیـدنـد ولـی ...


مثـل یـک سـال گـذشتـه بـه تـو مشغولـم من...

#کاظم_بهمنی
دیدگاه ها (۶)

دیشبدر انتظار توجانم به لب رسیدامشب بیاکه نیست به فردا تقبلی...

این جدایی درد دارد، مثل دوری از وطنحوض بی ماهی تو هستی، ماهی...

بی‌سبب نیست که پنهان شده‌ای پشت غبارتو هم ای آینه از دید...

افتاده به حوض دلم آن ماهی عشقتفیروزه‌ایی و سرخ چه پیوند قشنگ...

۸به یک نفر که شبیه تو دلربا باشدهنوز مثلِ گذشته «نگار» می‌گو...

دو سال گذشته ولی درد تو درمانی نداشت

شب آخر که به خیمه سخن از آب افتاددل عباس ز غیرت به تب و تاب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط